شهید محمدرضا سمندری جانشین گردان غواص یاسین

شهید محمدرضا سمندری از روزهای اول جنگ داوطلبانه به جبهه آمد،بسیار فرز،شجاع و مخلص بود.اهل کار و تلاش،به محض بازگشت از مرخصی ، به محورهای عملیاتی و قراگاههای تاکتیکی می رفت، زیاد توی اهواز، قرارگاههای عقب نمی ماند، باید گفت:آرام نمی گرفت از فرماندهان کلیدی و محوری واحد تخریب بود، ماموریتهای حساس به او واگذار می شد، ایجاد میدان مین در جلو خطوط پدافندی ، در زیر آتش مستقیم تانکها، در عملیات میمک را فراموش نمی کنم ،ایجاد موانع و سیم خاردار در آبراههای هور ،که کاری فوق العاده سخت است، شبانه روز انجام داد.
محمدرضا، مرد خط مقدم بود، او با خاکریز و سنگر انس داشت،رفاه طلب نبود .معاون گردان یاسین شد.گفتیم :بیا، سر صبحگاه به نیروها معرفیت کنیم . نپذیرفت، از این کارها زیاد و یا اصلا خوشش نمی آمد.اهل تظاهر نبود.گفت :نیازی نیست ، بچه ها حین کار مرا می شناسند،همون طور هم شد، وقتی محمدرضا توی خط ترکش خورد و بشهادت رسید، از راننده لودر گرفته ، تا نیروهای گردان و بی سیم چی ها همه با داد و فریاد آقا رضا آقا رضا می گفتند و به سر وصورت می زدند همه او را شناخته بودند ،چه شناختی.
با آقاجلیل ،سال ۶۶ توی خط ماووت بود، شهادت جلیل رو دید، چند روز بعد او هم مجروح شد، بعد از درمان اولیه، علیرغم دستور پزشک جهت اعزام به عقب ، با بدن مجروح به خط رفت و چند روز بعد او هم پیش جلیل رفت...
پیروزی ما در جنگ، در سایه کار و تلاش خالصانه بود.رمز و رازی که تا آخر راه باید در رفتار خادمان ایران اسلامی موج بزند

 
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .