شهید جلیل محدثی فر فرمانده گردان غواص یاسین

شهید جلیل محدثی فر، از ماههای اول جنگ به ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران پیوست.بعدها مسئول آموزش واحد تخریب شد،دارای قامتی بلند و اندامی ورزیده بود، با جبروت و باوقار ،اما مهربان، بامحبت و دوست داشتنی،هم جسم وبدنی قوی و هم روح پاک و
 بزرگی داشت قبل از عملیات کربلای ۴ گردان تخصصی غواصی یاسین برای عملیات در آب،به فرماندهی آقا جلیل تشکیل شد
او در تمام کلاسهای آموزش سخت غواصی در آبهای گل آلود کارون، در شبهای سرد زمستان ۶۵،علیرغم اینکه میتوانست در تمام جلسات شرکت نکند،اما همیشه جلو ستون غواص از خرمشهر تا پل مارد ۱۰-۱۲ کیلومتر فین میزد،میرفت و برمی گشت .
یادم هست در جلسه ای وارد آب شدیم اما آقاجلیل حضور نداشت، بطرف پل مارد حرکت کردیم ،بعد ازمدتی شنا کردن ودور شدن از اسکله،صدای قایقی از دور بگوش میرسید، نزدیک و نزدیکتر شد، آقاجلیل،این فرمانده دلها، با لباس غواصی فین بدست، روی قایق
نشسته بود،از بین کلاس خودش رو به بچه ها رسوند و گفت : ببخشید،جلسه فرماندهان لشگر طول کشید.
جلیل ،فرمانده ای نبود که به بچه ها بگه : بروید می رفت جلو می گفت:بیایید، توی انجام تمام کارها خودش جلو بود، زیاد اهل دستور دادن،امر و نهی نبود، با عمل و رفتارش، امر و نهی می کرد.
تا زنده ام، جاروب کشیدنش را، گرد وخاک خوردنش را، تمیز کردن یک سالن بزرگ که قبلامرغدونی بوده در خرمشهر، سال ۶۵، که برای استقرار گردان گرفتیم ، با آنهمه خاکروبه و فضله مرغ یادم نمیرود.کاری که تمام بچه ها از انجامش کراهت داشتند، اما
وقتی آقاجلیل،چفیه را بصورتش بست و شروع کرد، بچه ها هم با عشق به کمک آمدند، ساعتی بعد تمیز و مرتب شد.
همه به او احترام میگذاشتند و عاشقانه مطیعش بودند، بر قلب بچه ها فرماندهی میکرد.اهل عمل بود.آنقدر ضعفهای بچه ها را ندیده می گرفت و تحمل می کرد که استعدادهای مرده ی وجودشان شکوفا می شد ، جلیل ، بچه ها را می ساخت و بقول من جلیل، ما
رو آدم کرد، قبل از آنی که یک تخریب چی و غواص بکند.آنقدر صبور بود ، که در سخترین شرایط پرخاشی از او ندیدم، شهید حسن شاد میگفت:نگویید جلیل محدثی فر بگویید:جلیل محدثی صبر
جلیل ، من و همه بچه های گردان رو را با کارهایش ،با اخلاق خوبش و با صبرش دیوانه کرده.بعد از جا ماندن از یاران غواصش در عملیاتهای کربلای ۴و ۵ ، در تیر ماه سال ۶۶ در خط ماووت با اصابت خمپاره ای جلو درب سنگرش، در حالی که با بی سیم صحبت می کرد ،روحش به ملکوت پر کشید.
جلیل ،برای جامانده های گردان نمرده، ما با یاد او زندگی میکنیم و به امید رسیدن به او در انتظاریم امیدی که به ما نشاط ، انرژی و نیرو می دهد و لذتهای پوچ دنیا را در نزدمان بی ارزش می کند.یاد جلیل، یاد همه خوبیهاست، یاد جلیل ، به نماز و زیارت و حج
و همه اعمال من جهت می دهد و نورانی می کند،آنقدر جلیل را در کنارم حس می کنم که این حس ،مرا از غفلتها و از شیطان گریزان می کند. خدا می داند اگر در قیامت، اگر!!!جزو بهشتیان باشم، بدون جلیل وارد نمی شوم واگر هم جهنمی باشم ،از
خدا تقاضا میکنم ،خواهش میکنم ،زجه میزنم و...حداقل اجازه یک ملاقات با جلیل بمن بدهد.وای که چقدر لذت بخشه!با دلای ما چکار کردی ،جلیل؟

 
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .